عبد الرضا سالار بهزادى

402

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

او بود از ثروتمندان درجهء اول ايران محسوب مىشد . ( 539 ) - سفرنامهء بلوچستان علاء الملك ص 78 . ( 540 ) - مرحوم غلامحسين خان عامرى ، سردار مجلل بعد ، پسر سليمان خان بهجت الدوله . ( 541 ) - سفرنامهء علاء الملك ، ص 75 - 74 . ( 542 ) - George Percy Churchill ( 543 ) - Captain Showers ( 544 ) - ؟ ( 545 ) - كلات مركز بلوچستان انگليس . بعد از استقلال پاكستان در 1947 شهر كويته مركز ايالت بلوچستان شد . ( 546 ) - جورج پ چرچيل . فرهنگ رجال قاجار ، ترجمهء غلامحسين ميرزا صالح ، انتشارات زرّين ، تهران ، 1369 ، ص 126 . ( 547 ) - ميرزا على اصغر خان امين السلطان صدراعظم وقت كه اينك به اتابك اعظم ملقب شده بود . ( 548 ) - سفرنامهء علاء الملك ، صص 9 تا 11 . ( 549 ) - همان ، ص 17 . ( 550 ) - حنك ( Hanak ) دهى كوچك و دو قسمتى شامل حنك بالا و حنك پائين با فاصلهء تقريبى ده كيلومتر از يكديگر از بخش ماهان شهرستان كرمان . حنك بالا حدود چهل كيلومتر و حنك پايين حدود سى كيلومتر با ماهان فاصله داشته و در جنوب ماهان واقعند . ( 551 ) - سفرنامهء علاء الملك ، ص 21 - 22 . ( 552 ) - دارزين از آباديهاى بسيار قديمى و معتبر بم در سى كيلومترى شمال غربى بم و بر سر راه جادهء كرمان - بم واقع است . محمد اسمعيل خان وكيل الملك اول كه علاقهء مفرطى به آبادانى و عمران دهات داشت و در دوران حكومت خود در كرمان ثروتى كلان اندوخته و دهات بسيارى خريدارى نموده بود آنجا را خريد و از ويرانگى نجات داد . سپس ابراهيم خان سعد الدوله چهار دانگ از آنجا را از مرتضى قلى خان وكيل الملك دوم ، كه در قريب نه سال حكومت خود در كرمان با بذل و سخاى افراطى خود آنچه را كه پدر در نه سال حكومت خود اندوخته بود از دست داده و املاك بسيارى فروخت ، خريدارى نمود . پس از مرگ سعد الدوله در 1301 به دنبال ماجرايى كه در قسمت اول كتاب حاضر شرح داده شده است ، بسيارى از املاك سعد الدوله منجمله ضياءآباد نرماشير جزان خاص ، علىآباد ، مرادآباد ، . . . و نيز چهار دانگ دارزين از طرف دولت مصادره شده و جزو خالصه‌جات دولتى درآمدند . در 1319 علاء الملك مىنويسد كه دارزين اربابهاى مختلف داشته ، شوكت الممالك ( سردار مجلل بعد داماد ابراهيم خان سعد الدوله ) كمى بيشتر از دو دانگ از آنجا را مالك بوده است . ( سفرنامهء علاء الملك ص 26 ) دارزين بعدا نيز دوباره به صورت خالصه دولتى درآمد ، و اين بار توسط حاجى امين الضرب تهرانى از دولت خريدارى شد ، و سپس حاج آقا على تدين تاجر يزدى ، داماد حسين خان ناصر نظام پسر ابراهيم خان ميرپنجه آنجا را از حاج امين الضرب خريد . در حال حاضر قسمتى از آن متعلق به خرده مالكينى است كه اغلب در جريان اصلاحات ارضى صاحب آب و زمين شدند ، و بخشى از آن در مالكيت وراث مرحوم تدين يزدى مىباشد ؛ امّا خود آبادى اهميت كشاورزى سابق را ندارد . ( 553 ) - جلال نظام از خوانين عامرى بم و نياى خانوادهء جلالى عامرى در بم از صاحب‌منصبان فوج بهادر . ( 554 ) - ولى خان پسر محمد اسمعيل خان وكيل الملك اول و عموى ميرزا حسين خان عدل السلطنه ( سردار نصرت بعد ) . بعدا لقب سالار مفخم گرفت . ( 555 ) - على اشرف خان مهندس كه در سخنان اسعد الدوله به او اشاره شده است به احتمال قريب به يقين همان على اشرف خان احتشام الوزاره است كه در كميسيون مرزى 1313 نيز كميسر دولت ايران بود . در مورد « به فلاكت بيرون كردن ( منظور راه انداختن و روانه ساختن بايد باشد ) وى از كرمان » مطلبى نشنيده و در جايى نخوانده‌ام ، امّا ظاهرا چنان كه از سخنان اسعد الدوله برمىآيد وى با چنان خفتى از كرمان به راه افتاده بود كه در آن زمان ضرب المثل